قهرمان ميرزا عين السلطنه
865
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تا غروب باران آمد . هواى خوشى بود . ميرزا ربيع قدرى پول برده بود وقت رفتن با سلطان محمد خان تختهبازى كرد . تمام را به علاوهء يك تومان از وجوه جيب باخت . به حالت خيلى مغشوش تشريف بردند . در باخت و برد حالتش يكسان است . از هردو محزون مىشود و در هردو موقع با آقا حرف نمىشود زد . صرف پول ضرابخانه هنوز بسته است . گفتند در شيراز و قم و كاشان اصفهان صرف پول تومانى سه هزار و دهشاهى شده بود و الان همانطور باقى است . در بالاى پشتبامهاى بازار آدم گذاشتهاند هركس زياد پول سياه جلويش باشد منع مىكنند و مىگذارند سياه و سفيد كند . در دم دروازه هم باز پول سياه نمىگذارند داخل شهر كنند . براى معتمد الدوله يكصد تومان پول سياه از ده آورده بودند مزاحم شده بودند . عريضه كرده بود پول مرا چرا نگاه مىدارند و حال آنكه از ده من آمده . من ضرابخانه ندارم كه ضرب زده باشم . از راه كار بيرون نمىآيند به اين لطايف الحيل مىخواهند صرف پول كم شود و حال آنكه نخواهد شد . مريضخانهء امريكائى دوشنبه 21 - ديشب خانهء حضرت و الا بودم . صبح منزل آمدم گلين خانم گلويش خوب نشده . روز جمعه و امروز به مريضخانهء ينگىدنيائيها رفت . طبيب خوبى دارند و در مريضخانه متجاوز از سى نفر شب و روز مريض است . عمارت و باغ و جاى مفصلى [ است ] علاوه بر كليسا و مدرسهء زنانه و مردانه كه در نزديك سفارت انگليس دارند . دكتر نسخهء غرغره و خوراكى داده گفته بود چندى معالجه لازم دارد و بايد پانزده تومان براى مخارج دوا بدهد . از اغنياء فقط پول دوا مىگيرند . از فقرا آن را هم دريافت نمىكنند دوا مجانى مىدهند . دستهدسته زن و مرد روز جمعه و دوشنبه آنجا مىروند و بسيار خوب معالجه مىكنند . يك نفر طبيب زن هم دارند . سال آينده مريضخانه هم براى زنها مىسازند . آن هم در همين مكان مريضخانهء حاليه است ، نزديك پارك جناب امين الدوله . ميسيون امريكائى ميسيونر امريكائى در طهران و همدان و ارومى و بسطام و بعضى شهرهاى ديگر ايران مدارس و مكاتب و عمارات عاليه از كليسا و مريضخانه دارند . در همدان چند مرتبه به مدرسهء آنها رفتم . تفصيل آن گذشته است . سالى مبلغها مخارج مىكنند . غالب ارمنيها بل مسلمانها را پرتستان كردهاند . دين اينها با پرتستانها هم قدرى تفاوت دارد . مثلا دخانيات و مسكرات بهيچوجه استعمال نمىكنند و هر دوى آنها را حرام مؤبد مىدانند . در همدان اغلب خمهاى شراب [ را ] خريده در كوچهها مىپاشيدند و غالب شرابخانههاى ارامنه را موقوف كرده بودند . چنانچه در شهر شيركخانه هيچ